| حلالم کنید |
|
|
|
| مطالب - یادداشت |
| نوشته شده توسط سایت خبری پپنا |
| جمعه ، 1 مرداد 1389 ، 23:40 |
|
هادی زنوزی اصل
|
|
استعفای من از ریاست روابط عمومی شرکت ملی صنایع پتروشیمی، دیروز مورد پذیرش قرار گرفت و با حکم معاون وزیرنفت، آقای شمس الله جشنی ، به عنوان رئیس کل جدید روابط عمومی شرکت ملی صنایع پتروشیمی، معرفی شد. بیش از هشت ماه قبل، در روزهفتم آذرماه سال 1388 روز عید سعید قربان ، استعفای اول خود و در تاریخ هفتم تیر ماه 1389 پس از برگزاری نمایشگاه هفتم ایران پلاست، دومین استعفای خود را تقدیم مدیرعامل شرکت ملی صنایع پتروشیمی، آقای مهندس بیات کردم. گفتگوی خوب و صمیمی با ایشان داشتم و دلایل خود را برای این اقدام ارائه کردم . از عزم خود برای ادامه تحصیل گفتم و گفتم (این قسمت از نوع ویرایش خبر بیست و سی گرته برداری شد) که کارهای طاقت فرسا ی اجرایی روابط عمومی که شب و روزنمی شناسد، مجالی برای مطالعه باقی نمی گذارد. ایشان البته با لطف خاصی که داشت و همیشه دارد گفت،باید در این زمینه فکر کند و در آن تاریخ، برنامه ای برای جابجایی در روابط عمومی نداشته است ، اما در نهایت تصمیم مرا جدی دید و از قرار، پس از مدتی، رایزنی برای یافتن جایگزینی مناسب آغاز شد و در نهایت، امروز پنج شنبه سی و یکم تیر ماه صحبت نهایی من با آقای بیات صورت گرفت و من قول دادم در آینده آن چه در توان دارم و هر تجربه ای که کسب کرده ام، در ادامه همراهی خود در اختیار رییس کل جدید روابط عمومی بگذارم. بگذارید صادقانه این را هم بگویم که به ایمان، صداقت و نجابت آقای بیات واقعا غبطه می خورم .او درمحدوده زمانی بسیار دشواری این مسئولیت را پذیرفته است بنا براین از همه همکارانم تقاضا دارم ایشان را برای موفقیت دراین مسیر نا هموارهمراهی کنند. نزدیک به پنج سال (دقیقا 57 ماه) به عنوان رییس روابط عمومی خدمت کردم واز زمانی که این مسئولیت را پذیرفتم، با خود عهد کرده بودم زمانی که حس کنم به روزمرگی عادت کرده ام، شغلم را تغییر دهم . در این مدت،به غیراز روزهایی که واقعا خسته بودم ، روزی نبود که طرح جدیدی برای اجرا نداشته باشم .همکاران من به ویژه جوانترهای روابط عمومی شاهدند که بعضا حتی آخر شب با آنان تماس می گرفتم و طرحی که را که تازه به ذهنم رسیده بود، یا در مورد آن مطالعه کرده بودم ، به مشاوره می گذاشتم و فردای آن روز- اگر روزمرگی ها می گذاشتند!- اجرا را شروع می کردم، گرچه محدودیتهای مالی، جلوی بسیاری از خلاقیتها را می گرفت. در مورد کارهایی که در روابط عمومی پتروشیمی، در این دوره پنج ساله انجام شد در آینده نزدیک که خوشبختانه وقت بیشتر و دغدغه کمتری هم خواهم داشت، بیشتر می نویسم تا چراغ راهی باشد برای آیندگان . از زحمات همه همکارانم در روابط عمومی پتروشیمی که کم تجربگی من را تحمل و با تمام وجود در این دوران، با من همراهی کردند، سپاسگزارم چون درهر کاری که در روابط عمومی انجام شد،همین همکاران نقش اصلی را داشتند نه من . از همه همکاران خود در شرکتهای تابعه و وابسته صنایع پتروشیمی هم ممنونم که انصافا خودشان همت کردند و جایگاه روابط عمومی پتروشیمی را ارتقاء دادند. آنها خوب می دانند که راهبرد من دخالت کمتر در امور آنان بود و اگر کمکی از دستم بر نمی آمد، لااقل سعی می کردم، سد راهی نیز در مقابل برنامه هایشان نباشم.از همه اعضای خانواده بزرگ صنایع پتروشیمی هم عذر می خواهم اگر نتوانستم آن چنان که باید و شاید انتظاراتشان را بر آورده کنم. من عطای کار در روابط عمومی را برای همیشه به لقایش بخشیدم و اگر خدا کمک کند و وسوسه نشوم ، پیشنهادهای همکاری را نخواهم پذیرفت تا روزی که به اهداف تحصیلی خود برسم . این دوره، ممکن است چهار تا پنج سال طول بکشد، اما بر آنم که بر تواناییهای خود بیفزایم تا در ادامه خدمتم، که اگر زنده باشم، حد اقل 20 سال دیگر خواهد بود، توانمندتر از گذشته، اهداف خود را بر اساس رشته تحصیلی خود دنبال کنم. کارهای عقب افتاده زیادی هم دارم که باید پیگیری کنم . کتابهای زیادی هست که تهیه کرده ام و نخوانده ام . چند کار ترجمه دارم که باید انجام دهم و ممکن است در یکی از دانشکده ها نیز مشغول به تدریس شوم . شاید تعدادی از همکاران در روابط عمومی پتروشیمی، وبلاگ مرا بخوانند و برخی دوستان دیگرهم. برای همه شما و همچنین آقای جشنی در این سمت آرزوی موفقیت دارم و امیدوارم روزی برسد که نگاه همه ما به روابط عمومی به عنوان هنر هشتم، تغییری اساسی یابد .
حلالم کنید.......که می روم به سوی سرنوشت....
|
| Last Updated on يكشنبه ، 3 مرداد 1389 ، 16:09 |